معنی ناشادکام
4 بازدید
(ص مرکب) محزون. غمین. غمگین. غمناک. اندوهگین. غم زده. افسرده. ناشاد. مغموم. رنجیده. ناخشنود. مقابل شادکام : بدو گفت ازین هر دو بدتر کدام کزوئیم پر درد و ناشادکام.فردوسی. || نامراد. ناکام. که شاد و کامروا نیست. مقابل شادکام. رجوع به شادکام شود.
کلمات همقافیه با «ناشادکام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر