معنی ناسور کردن
7 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) ناسور کردن ریش؛ خراشیدن ریش پیش از نضج. پیش از رسیدن آبله یا ریش پوست آن کندن و سخت بدتر کردن آن. (یادداشت مؤلف): سرمست بزم ساخته چشمت پیاله را ناسور کرده شور لبت داغ لاله را. ملا درکی قمی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «ناسور کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر