معنی ناسور شدن
6 بازدید
[ شُ دَ ] (مص مرکب) ناسورگشتن. در تداول، به دو لخت شدن جراحت یا قرحه به علت سوده شدن به جامه یا جز آن. به واسطهٔ سوده شدن به خون افتادن جراحت و قرحه. (یادداشت مؤلف). || چرکین شدن ریش. رجوع به ناسور شود: و اندر این مدت جزوی دیگر که درست باشد از شش سوخته شود و ریش فراختر گردد و باشد که ناسور گردد. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «ناسور شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر