معنی ناسج
4 بازدید
[ سِ ] (ع ص) نساج. (معجم متن اللغة). بافندهٔ جامه. (ناظم الاطباء). بافنده. (آنندراج). || آرایندهٔ سخن. (ناظم الاطباء). - ناسج الحیل؛ آنکه تدبیر می کند بند و بست و اتفاق را و یا تدبیر حیله و غدر و نفاق می نماید. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ناسج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سج» برای سرودن شعر