معنی ناسازگاری کردن
6 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) مخالفت کردن. ناموافق و مخالف شدن. (ناظم الاطباء). || بدسلوکی. بدرفتاری. سازگاری نکردن. رجوع به ناسازگاری شود.
کلمات همقافیه با «ناسازگاری کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر