معنی ناسازگار

معنی ناسازگار

5 بازدید
(ص مرکب) هر آنچه سازگاری و موافقت ندارد. (ناظم الاطباء). تندخوی. بدمزاج. (شمس اللغات). ناموافق. ستیزه جو. بدسلوک. ناملایم. دشمن خو. که سازگار نیست. که موافق طبع نیست. ناخوش طبع : که ناپایدارست و ناسازگار چنین بوده تا بوده این روزگار.فردوسی. بخندید رستم از اسفندیار بدو گفت کای شاه ناسازگار.فردوسی. از من همی جدا شوی ای ماهروی نامهربان نگاری و ناسازگار.فرخی. از مار کینه ورتر ناسازگارتر چه گفتار چربش آرد بیرون ز آشیانه.لبیبی. و سخت عظیم بدخوی بود و تند و ناسازگار. (مجمل التواریخ). زن خوب خوش طبع رنج است و بار رها کن زن زشت ناسازگار.سعدی. حریف گرانجان ناسازگار چو خواهد شدن دست پیشش مدار.سعدی. - آب و هوای ناسازگار. - چرخ ناسازگار: چنین گفت کاین چرخ ناسازگار نه پرورده داند نه پروردگار.فردوسی. - روزگار ناسازگار؛ : و روزگار ناسازگار موافق فرمان و مراد او بود. (جهانگشای جوینی). اگر روزگار ناسازگار روزی چند نستیزد. (ترجمهٔ محاسن اصفهان). - سرزمین ناسازگار: مرا این سرزمین ناسازگار است به پرویز و صفاهانم چه کارست.وصال. - غذای ناسازگار؛ غذای دیرهضم .غذای گران. غذای ناگوار. - قوت ناسازگار: که در سینه پیکان تیر تتار بسی بهتر از قوت ناسازگار.سعدی. || مخالف. (آنندراج). منافی. متناقض. متضاد. مانعةالجمع. گردنیامدنی. که بصلح و آتشی با هم زیست نکنند: ز عدل شافی تو سازگار و دوست شود دو طبع دشمن ناسازگار آتش و آب. مسعودسعد. || مضر. ناسالم. ناباب. ناملائم. که ملائم طبع و مزاج کسی نباشد. زیان رساننده. || ناملایم. درشت. نه مطابق میل و طبع. بخلاف انتظار: سخن چند برگفت ناسازگار از آن بیشه و گور و آن مرغزار.فردوسی. || بدبخت. بی طالع. || آنکه بیهوده می کند و خارج از اصول ادا می کند. (ناظم الاطباء). رجوع به ناساز شود.

کلمات هم‌قافیه با «ناسازگار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «گار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید