معنی ناسازنده
5 بازدید
[ زَ دَ / دِ ] (نف مرکب) چیزی که مؤثر و کارگر نباشد. (ناظم الاطباء). || ناسازگار. بدسلوک. بدرفتار: مردمانش [ مردم غور ] بدخواند و ناسازنده و جاهل. (حدود العالم). || ضد. ناموافق. مخالف : ماده چیزیست فراز هم آورده از چهار مایهٔ با یکدیگر ناسازنده و ناگنجنده. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «ناسازنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر