معنی نازکبدنی
6 بازدید
[ زُ بَ دَ ] (حامص مرکب) نازک بدن بودن. ظرافت و لطافت. صفت و حالت نازک بدن : شمع گر با تو کند دعوی نازک بدنی کشتنی، سوختنی باشد و گردن زدنی.فطرت.
کلمات همقافیه با «نازکبدنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر