معنی نازپرور
6 بازدید
[ پَ وَ ] (نف مرکب) پرورندهٔ ناز. (از آنندراج). || (ن مف مرکب) پرورده شده از ناز. نازپرورد. (از آنندراج). نازپرورد. نازپرورده. آنکه به ملاطفت و ناز و نعمت پرورش یافته باشد. (ناظم الاطباء). رجوع به نازپرورد شود: بخاک پای تو ای سرو نازپرور من که روز واقعه پا وامگیر از سر من.حافظ. || کودک زیان کار. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «نازپرور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر