معنی نازل شدن
4 بازدید
[ زِ شُ دَ ] (مص مرکب) فرود آمدن. از بالا به پائین آمدن. (ناظم الاطباء). || از جانب خدا وحی بر پیغمبر فرستاده شدن. (ناظم الاطباء): کی به وی کتاب و شریعت نازل شده است. (سندبادنامه ص ۷). انداختی به چهرهٔ پرنور خود نقاب نازل به شأن حسن تو شد آیهٔ حجاب. آرزوی اکبرآبادی. || پست شدن. فرود آمدن : زمین بوسید و گفت قدر بلند سلطان بدین قدر نازل نشدی. (گلستان). || نازل شدن بها و قیمت؛ کم شدن نرخ و بها از قیمت اصلی. (آنندراج). کم شدن. پائین آمدن. ارزان شدن.
کلمات همقافیه با «نازل شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر