معنی نازل
4 بازدید
[ زِ ] (ع ص) فرودآینده. (فرهنگ نظام) (آنندراج) (ناظم الاطباء). از بالا بپائین آینده. (ناظم الاطباء). پائین رو. (لغات فرهنگستان). هابط. ج، نُزول. نُزّال. نُزَّل. (معجم متن اللغة). || فرودآمده. (فرهنگ نظام). پائین. پست : مرد دانا صاحب مروت را حقیر نشمرد اگرچه خامل ذکر و نازل منزلت باشد. (کلیله و دمنه). تو آن نئی که بهر در سرت فرود آید نه جای همت عالیست پایهٔ نازل.سعدی. || ارزان. کم بها: می شود از غفلت افزون رتبهٔ اهل لباس قیمت مخمل بود نازل چو خوابش کمتر است. مخلص کاشی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «نازل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زل» برای سرودن شعر