معنی نازع

معنی نازع

4 بازدید
[ زِ ] (ع ص) شتر آرزومند جای باش و چراگاه، مذکر و مؤنث در وی یکسانست. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء): بعیر نازع و ناقة نازع؛ که مشتاق وطن و چراگاه خود باشد. (از اقرب الموارد). || کسی که اشتیاق و آرزوی وطن بر او غلبه کرده باشد. (از معجم متن اللغة). مشتاق یار و دیار. (از اقرب الموارد). مشتاق و آرزومند چیزی. (ناظم الاطباء). || غریب. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة) (ناظم الاطباء). ج، نُزّاع. نُزَّع. نَزَعَة. || شیطان. (ناظم الاطباء). || برکننده و قطع کننده. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء): نازع قنازع نزاع و دافع قناذع یراع... گردید. (درهٔ نادره ۱۱۶). || رامی. (معجم متن اللغة). ج، نزعة. || النازع من الشاة؛ گوسپند گشن خواه. (از معجم متن اللغة). ج، نُزَّع. نُزُع. || النازع من القسی؛ کمان که به هنگام کشیدن آوایی از آن برآید. التی لها حنین عندالنزع. (از معجم متن اللغة).

کلمات هم‌قافیه با «نازع»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «زع» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید