معنی نازح
6 بازدید
[ زِ ] (ع ص) دور: بلد نازح؛ شهر دور. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از آنندراج) (ناظم الاطباء). || چاه آب برکشیده. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء): بئر نازح؛ چاهی که آبش تمام شده یا کم شده باشد. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «نازح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زح» برای سرودن شعر