معنی نازاردن
4 بازدید
[ دَ ] (مص منفی) ناآزردن. نیازردن : که تا زنده ام هیچ نازارمت برم رنج و همواره ناز آرمت.اسدی. رجوع به آزردن و نیازردن شود. - امثال: خون بریزد که موی نازارد، شبیه با پنبه سر بریدن.
کلمات همقافیه با «نازاردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر