معنی ناری

معنی واژه ناری

8 بازدید
(اِ) جامهٔ پوشیدنی. (برهان) (آنندراج) (رشیدی) (شمس اللغات) (انجمن آرا) (جهانگیری) (نظام) (ناظم الاطباء). لباس. (شعوری).
(اِ) جن و پری. (آنندراج) (غیاث اللغات). || (ص نسبی) منسوب به آتش. آتشی. (ناظم الاطباء): بیمار بد این ملکت زاو دور طبیب او آشفته شده طبعش هم مائی و هم ناری. منوچهری. چون باز خاک تیره شود خاکی ناچار باز نار شود ناری.ناصرخسرو. جان ناری یافت از وی انطفا مرده پوشید از بقای او قبا.مولوی. || شکل ناری از مجسمات، جسمی باشد که چهار سطح مثلث متساویةالاضلاع بر آن محیط باشد. (یادداشت مؤلف). || (اصطلاح طب) رنگی از رنگهای بول. (یادداشت مؤلف): و بول ناری و بوی آن تیز باشد. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). || روشن و شفاف و درخشنده همچو آتش. (بحر الجواهر). || صفت سلاح گرم. سلاح آتشین از قبیل توپ و تفنگ. مقابل سلاح سرد مانند شمشیر و خنجر. رجوع به ناریة شود. || دوزخی. (آنندراج) (غیاث اللغات). دوزخی. جهنمی. (ناظم الاطباء).
(هندی، اِ) زن، مقابل مرد. (ناظم الاطباء). به لغت هندی زن را گویند که در مقابل مرد است. (برهان قاطع) (از شمس اللغات). به زبان هندی، زن. (از شعوری).
(اِخ) از دهات دهستان مرکزی بخش فریمان شهرستان مشهد است. در ۲۴هزارگزی مغرب فریمان و ۴هزارگزی جنوب راه مالرو عمومی فریمان به مشهد قرار دارد. هوایش معتدل و آبش از قنات و محصولش غلات و بنشن است. ۱۳۲۱ تن سکنه دارد و مردمش به زراعت و مالداری مشغولند و صنعت دستی آنان قالیچه بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹ ص ۴۱۶).
(اِخ) دهی است از دهستان قلعه حمام بخش جنت آباد شهرستان مشهد در ۳۶هزارگزی شمال غربی صالح آباد واقع است. ناحیه ای کوهستانی و معتدل است. ده تن سکنه دارد. آبش از قنات و محصولش غلات است و اهالیش زارعند. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹ ص ۴۱۶).
(اِخ) از دهات دهستان نول بخش حومهٔ شهرستان ارومیه و در ۱۴هزارگزی جنوب شرقی ارومیه و ۵هزارگزی مغرب جادهٔ شوسه ارومیه به مهاباد در دره ای سردسیر واقع است. هوائی سالم و ۱۳۱ تن سکنه دارد آبش از قنات و چشمه است و محصولش غلات و چغندر و توتون و شغل مردمش زراعت و گله داری و صنعت دستی آنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴ ص ۵۳۲).
(اِخ) دهی است جزء دهستان مرگور بخش سلوانا شهرستان ارومیه و در ۱۰هزارگزی جنوب سلوانا و ۱۵۰۰گزی مغرب راه ارابه رو زیوه به سلوانا، در درهٔ سردسیری واقع است. هوایش سالم و سکنه اش ۶۷ نفر است. آبش از چشمه و محصولش غلات و توتون و شغل مردمش زراعت و گله داری و صنعت دستی آنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴ ص ۵۲۲).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید