جلال‌الدین محمد بلخی

جلال‌الدین محمد...

جلال‌الدین محمد بلخی

مولانا

دنبال کننده 10

صفحه شخصی

نومید کردن وزیر، مُریدان را از رَفْضِ خلوت

1
آن وزیر از اندرون آواز دادکای مُریدان از من این معلوم باد
2
که مرا عیسی چنین پیغام کردکز همه یاران و خویشان باش فَرد
3
روی، در دیوار کُن، تنها نشینوز وجودِ خویش هم خلوت گُزین
4
بعد ازین دستوریِ گفتار نیستبعد ازین با گفت و گویم کار نیست
5
اَلْوَداع ای دوستان من مُرده‌امرَخْت بر چارُمْ فلک‌ بَر بُرده‌ام
6
تا به زیر چرخ ناری چون حَطَبمن نسوزم در عَنا و در عَطَب
7
پهلویِ عیسی نشینم بعد ازینبر فرازِ آسمانِ چارمین
+
+
+

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن

بحر: رمل مسدّس محذوف

بیت ۱: آن وزیر از اندرون آواز داد / کای مُریدان از من این معلوم باد

  • قافیه: داد / باد

  • ردیف: ندارد

  • معنی: آن وزیر فریب‌کار از درون خلوتگاه بانگ برآورد که: ای مریدان، این حقیقت را از من بشنوید و بر شما روشن و دانسته باد.

بیت ۲: که مرا عیسی چنین پیغام کرد / کز همه یاران و خویشان باش فَرد

  • قافیه: کرد / فَرد

  • ردیف: ندارد

  • معنی: که حضرت عیسی (ع) در مکاشفه به من چنین پیام فرستاده است که باید از همهٔ دوستان، آشنایان و یاران کناره‌گیری کنی و در انزوای کامل باشی.

بیت ۳: روی، در دیوار کُن، تنها نشین / وز وجودِ خویش هم خلوت گُزین

  • قافیه: نشین / گُزین

  • ردیف: ندارد

  • آرایه: کنایه («روی در دیوار کردن» کنایه از پشت کردن به خلق و قطع کامل معاشرت با مردم؛ «خلوت گزیدن از وجود خویش» کنایه از نفی خودبینی، گذشتن از تمایلات نفسانی و تجرید تام).

  • معنی: عیسی به من فرمود رو به سوی دیوار بنشین و از ارتباط با مردم روی بگردان، و حتی از ادعای هستی و علایق نفسانیِ خویشتن نیز دوری گزین و خلوت‌نشین شو.

بیت ۴: بعد ازین دستوریِ گفتار نیست / بعد ازین با گفت و گویم کار نیست

  • قافیه: گفتار / کار

  • ردیف: نیست

  • معنی: از این پس دیگر اجازه و رخصتِ سخن گفتن ندارم و مرا با قیل‌وقال و همنشینی با دیگران هیچ سروکاری نخواهد بود.

بیت ۵: اَلْوَداع ای دوستان من مُرده‌ام / رَخْت بر چارُمْ فلک‌ بَر بُرده‌ام

  • قافیه: مُرده / بُرده

  • ردیف: ‌ام

  • آرایه: تلمیح به باور اسلامی و کهن دربارهٔ عروج حضرت عیسی (ع) به آسمان چهارم؛ کنایه («رخت بر فلک بردن» کنایه از ترک عالم خاکی و دل کندن از جهان ماده).

  • معنی: ای دوستان، بدرود! مرا مرده بپندارید؛ چرا که بار سفر از این جهان خاکی بسته‌ام و روان خویش را به فلک چهارم رسانده‌ام.

بیت ۶: تا به زیر چرخ ناری چون حَطَب / من نسوزم در عَنا و در عَطَب

  • قافیه: حَطَب / عَطَب

  • ردیف: ندارد

  • آرایه: تلمیح به «کُرهٔ آتش» (فلک ناری در هیئت قدیم که زیر فلک ماه قرار دارد)؛ تشبیه صریح (مانند کردن وجود سالک به هیزم و «حطب»).

  • معنی: تا مبادا در زیر این آسمان آتشین و مادی همچون هیزم در آتشِ رنج، بلا و هلاکت دنیوی بسوزم و تباه گردم.

بیت ۷: پهلویِ عیسی نشینم بعد ازین / بر فرازِ آسمانِ چارمین

  • قافیه: این / چارمین

  • ردیف: ندارد

  • آرایه: تلمیح به جایگاه معنوی عیسی (ع) در فلک چهارم (مقام خورشید).

  • معنی: پس از این تنها در کنار عیسی (ع) خواهم نشست و جایگاهم بر فراز آسمان چهارم و در جوار او خواهد بود.

قسمت نظرات برای این شعر غیر فعال است.
هدیه دادن شعر « نومید کردن وزیر، مُریدان را از رَفْضِ خلوت»

یکی از دوستان خود را برای خواندن این شعر زیبا دعوت کنید.

شما هنوز کسی را دنبال نکرده‌اید یا دنبال‌کننده‌ای ندارید.

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید