معنی نارو زدن
8 بازدید
[ رَ / رُو زَ دَ ] (مص مرکب) نارفاقتی کردن. شرط رفاقت به جای نیاوردن. خیانت ورزیدن. تقلب کردن. فریب دادن. - نارو زدن به کسی؛ به او خیانت کردن.
کلمات همقافیه با «نارو زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر