معنی ناروئی

معنی ناروئی

6 بازدید
(اِخ) نام یکی از طوایف ناحیهٔ بمپور بلوچستان است. طایفهٔ ناروئی مرکب از نهصد خانوار است. (از جغرافیای سیاسی کیهان ص ۱۰۰).
(اِخ) نام یکی از دهستانهای سه گانهٔ بخش شیب آب شهرستان زابل است این دهستان در جنوب شرقی زابل و نزدیک مرز افغانستان واقع شده و محدود است از شمال به دهستان شهرکی و بخش پشت آب، از مشرق و جنوب به مرز افغانستان و از مغرب به دهستان شیب آب. منطقه ای است جلگه با هوائی معتدل نسبتاً گرم، تمام آبادی های آن نزدیک به هم واقع اند و از رودخانهٔ هیرمند مشروب می شوند. نهرهای بزرگی از رودخانهٔ هیرمند منشعب شده بین قراء این دهستان می گذرد و در موقع طغیان رودخانه عبور از دهی به ده دیگر مشکل است. محصول عمدهٔ این دهستان غلات و پنبه و لبنیات و صیفی است. راههای دهستان عموماً مالرو است. دهستان ناروئی از ۴۴ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده است و جمعیت آن در حدود ۲۰۵۰۰ نفر است. مرکز دهستان قصبهٔ قلعه نو است و قراء مهم آن عبارتند از: علی آباد و خالقداد و قلعه نو خواجه احمد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸ ص ۴۰۶).

کلمات هم‌قافیه با «ناروئی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ئی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید