معنی نارمک
10 بازدید
[ مَ ] (اِخ) دهی است از بخش شمیران تهران در ۹هزارگزی جنوب شرقی تجریش و پنج هزارگزی راه شوسهٔ دماوند به تهران، در دامنه واقع است. سردسیر است و صد تن سکنه دارد. آب آن از قنات است و محصولش غلات و انار. مردمش به زراعت و باغبانی مشغولند. راه فرعی دارد. قلعه خرابهٔ قدیمی در آنجاست. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱ ص ۳۲۱).
کلمات همقافیه با «نارمک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مک» برای سرودن شعر