معنی ناخل
8 بازدید
[ خِ ] (ع ص) آن که می بیزد. (ناظم الاطباء). هذاالاسم لمن ینخل الدقیق. (سمعانی). || ناخل الصدر؛ ناصح. (منتهی الارب). ناصح و نصیحت کننده. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ناخل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خل» برای سرودن شعر