معنی ناخفتنی
5 بازدید
[ خُ تَ ] (ص لیاقت) نخفتنی. آرام نگرفتنی. که خواب و آرامش پذیر نیست: این فتنه ناخفتنی است؛ تمام نشدنی است. || که نتوان در آن خوابید. که جای خواب و آرامش نیست. که در آن جای خوابیدن و آرامش و استراحت نیست. که نتوان در آنجا خفت : به اندرز گفتش همه گفتنی که جائی چنین هست ناخفتنی.نظامی.
کلمات همقافیه با «ناخفتنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر