معنی ناخستو
6 بازدید
[ خَ ] (ص مرکب) منکر. آنکه خستو نباشد. که اقرار نکند. که معترف بخدا نباشد: یکی پند خوب آمد از هندوان بر آن خستوانند ناخستوان. بکن نیک و آنگه بیفکن براه نمایندهٔ راه از این به مخواه.ابوشکور.
کلمات همقافیه با «ناخستو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تو» برای سرودن شعر