معنی ناخرسند
6 بازدید
[ خُ سَ ] (ص مرکب) غیرقانع. ناراضی. ناخشنود. که خرسند نیست. که قناعت ندارد. مقابل خرسند. رجوع به خرسند شود: آنکه بسیار یافت ناخشنود و آنکه اندک ربود ناخرسند.مسعودسعد.
کلمات همقافیه با «ناخرسند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر