معنی ناخردمندی
6 بازدید
[ خِ / خَ رَ مَ ] (حامص مرکب) بی خردی. سفه. سفاهت. بی عقلی. نادانی. احمقی : همه چیزها را پسندد خرد مگر ناخردمندی و خوی بد.ابوشکور.
کلمات همقافیه با «ناخردمندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر