معنی ناخدای یزدی
5 بازدید
[ خُ یِ یَ ] (اِخ) احمد ناخدا از تاجران یزد بود و چون در کار تجارت ورشکست شد به شاعری پرداخت و مورد التفات امیر غیاث الدین فرمانروای بندر سورت قرار گرفت و به نوائی رسید و عزیمت سفر حج کرد و چون به مکه رسید درگذشت به سال ۱۰۸۳. (از تاریخ یزد آیتی ص ۳۳۴). مؤلف ریحانة الادب و تاریخ یزد این رباعی را از او نقل کرده اند: در دعوی ما چو غیر حق قاضی نیست مستقبل حال ما کم از ماضی نیست در چنگ قضا اگر فتد جا دارد هر کس که به دادهٔ خدا راضی نیست. * شد وقت آنکه جامهٔ جان را قبا کنم بر رغم شیخ شهر گنه برملا کنم.
کلمات همقافیه با «ناخدای یزدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر