معنی ناحقشناس
6 بازدید
[ حَ شِ ] (نف مرکب) ناسپاس. بی وفا. نمک بحرام. بی داد. (ناظم الاطباء). ناسپاس و بی وفا. (آنندراج): ایزد عز ذکره همه ناحقشناسان کفار نعمت را بگیراد. (تاریخ بیهقی ص ۴۷۵).
کلمات همقافیه با «ناحقشناس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر