معنی ناحفاظ

معنی ناحفاظ

6 بازدید
[ حِ ] (ص مرکب) بی حفاظ. بی پوشش. (ناظم الاطباء). بی احتیاط. (آنندراج) (غیاث اللغات). که حفاظ ندارد. که ایمنی و اطمینان خاطر در آن نیست. که بی در و پیکر است. که حصن و حصاری استوار ندارد. || بی شرم. بی حیا. (ناظم الاطباء). بی شرم فاسق. (آنندراج) (غیاث اللغات). که شرم و حفاظ ندارد. آلوده دامن. که از فسق و فجور پرهیز نمی کند. فاجر. بدکاره. بی عفت. بی تقوی. که پاس ناموس خویشتن و دیگران ندارد: مردی با شمشیر و سپر بینی با تو بیاید و انصاف تو بستاند چنانکه خدای فرموده است ناحفاظان را. (تاریخ سیستان). که و مه چون بمجلس جام گیرند ترا در ناحفاظان نام گیرند.(ویس و رامین). اقبال را گفت هر چه این سگ ناحفاظ را هست صامت و ناطق هم بنوشتکین بخشیدم. (تاریخ بیهقی ص ۴۱۷). [ مردم روس ] پرحیلت و ناحفاظ باشند. (مجمل التواریخ و القصص). غلامی ناحفاظ داشت و او را بدان مستوره نظر افتاد بسیار بکوشید تا به دست آید لیکن سودی نداشت. (کلیله و دمنه). زین گره ناحفاظ حافظ جانش تو باش کز تو دعای غریب زود شود مستجاب. خاقانی. امیدوارم از عدل و عاطفت پادشاه عادل که انصاف من از آن ناحفاظ بی عافیت بفرماید. (سندبادنامه ص ۷۷). چنانکه همه ناحفاظان را فهرست عبرت و عنوان عظت و زاجر و ناهی باشد از اقدام نمودن بر امثال این اقدام. (سندبادنامه ص ۱۲۵).

کلمات هم‌قافیه با «ناحفاظ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اظ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید