معنی ناحسابی
8 بازدید
[ حِ ] (ص مرکب) در تداول عامه، کسی که به حق راضی نشود. کسی که به حرف حساب گردن ننهد. - آدم ناحسابی؛ کسی که حق و حساب نمیداند. که حرف حساب نمی زند. آشفته کار. زورگو. مقابل حسابی. رجوع به حسابی شود. - حرف ناحسابی؛ سخنی که درست و بحق و عادلانه نباشد. حرف زور.
کلمات همقافیه با «ناحسابی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر