معنی ناحساب
6 بازدید
[ حِ ] (ص مرکب) آنکه در حساب اشتلم کند. آنکه به حق اذعان نکند. زورگو. که حرف حساب نشنود. که حرف حساب نزند. که حسابش درست نباشد.
کلمات همقافیه با «ناحساب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر