معنی ناجویده
6 بازدید
[ جَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) جویده نشده. مضغ نشده. خائیده نشده. مقابل جویده. رجوع به جویده شود.
کلمات همقافیه با «ناجویده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر