معنی ناجنسی
8 بازدید
[ جِ ] (حامص مرکب) عمل ناجنس. بدجنسی. || بدی جنس. نااصلی. نامرغوبی. اصل و مرغوب نبودن جنس : از چه خیزد در سخن حشو؟ از خطابینی طبع وز چه باشد پرزه بر دیبا؟ ز ناجنسی لاس. انوری. || از جنس دیگر [ بودن ] . (فرهنگ نظام). ناهمجنسی.
کلمات همقافیه با «ناجنسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر