معنی ناجنس

معنی ناجنس

8 بازدید
[ جِ ] (ص مرکب) بدسرشت. بدنژاد. بی تربیت. بی ادب. (ناظم الاطباء). شخص بدذات. بدکردار. (فرهنگ نظام). غیر مهذب. بی ادب. (آنندراج). پست. سفله. ناباب. نااهل. ناجور. نامناسب. ناهم جنس. مقابل همجنس : از صحبت ناجنس و خسان دست نداری تا چند بود صحبت ناجنس و خس آخر. سوزنی. چو در پرده ناجنس باشد همال ز تهمت بسی نقش بندد خیال.نظامی. ای فغان از یار ناجنس ای فغان همنشین نیک جوئید ای مهان.مولوی. معلم گو ادب کم کن که من ناجنس شاگردم پدر گو پند کمتر ده که من نااهل فرزندم. سعدی. تا چه گنه کردم که روزگارم بعقوبت آن در سلک صحبت چنین ابلهی خودرای ناجنس خیره درای مبتلا گردانید. (گلستان). چاک خواهم زدن این دلق ریائی چکنم روح را صحبت ناجنس عذابیست الیم. حافظ. نخست موعظهٔ پیر میفروش این است که از مصاحب ناجنس احتراز کنید.حافظ. صحبت ناجنس گزند آورد صد دل آسوده به بند آورد.وحشی. صحبت ناجنس نباید گزید تا طمع از خویش نباید برید.وحشی. بد است صحبت ناجنس وقت طوطی خوش که وقت حرف ز تمثال خود طرف دارد. صائب. || (اصطلاح طبیعی) لاروهای ناجنس . رجوع به بیولوژی ج ۱ ص ۱۹۳ شود.

کلمات هم‌قافیه با «ناجنس»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نس» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید