معنی ناجل
7 بازدید
[ جِ ] (ع ص) اسم فاعل از نجل. (اقرب الموارد). || گرامی نسل از اسب و جز آن. (منتهی الارب) (آنندراج). الکریم النسل من الانسان والحیوان. (المنجد). فرس ناجل؛ اسب گرامی نسل. (ناظم الاطباء). کریم النجل. (اقرب الموارد). ج، ناجلات، نواجل. || پدر مرد. (منتهی الارب) (آنندراج). || دارای نجل و نسل و فرزند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ناجل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جل» برای سرودن شعر