معنی ناجعة
9 بازدید
[ جِ عَ ] (ع ص) تأنیث ناجع. || جماعتی که گیاه و آب جویند. (دهار). قوم ناجعة؛ گروه جویندهٔ گیاه. (ناظم الاطباء). یقال: هؤلاء قوم ناجعة. (منتهی الارب). مرت بنا ناجعة و نواجع؛ ای قوم منتجعون. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «ناجعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر