معنی ناتندرست

معنی ناتندرست

8 بازدید
[ تَ دُ رُ ] (ص مرکب) بیمار. علیل. (ناظم الاطباء). مریض. رنجور. ناسالم. دردمند. که تندرست و سالم نیست : رسیده به لب جان ناتندرست همی چارهٔ دردمندان بجست.فردوسی. دگر هر که پیراست و بیکار و سست همان کو جوان است و ناتندرست.فردوسی. چو بهرام دست از خورشها بشست همی بود بی خواب و ناتندرست.فردوسی. شهنشه چو فرمود روز نخست که آید به ره پیر ناتندرست.فردوسی. آنچه بماند [ از کودکان نوزاد ] ناتندرست و بیمارناک باشد. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). || نادرست. عیبناک پرآهو. سست. نااستوار: نگه کردم این نظم و سست آمدم بسی بیت ناتندرست آمدم.فردوسی. چنین گفت یکروز کز مرد سست نیاید مگر کار ناتندرست.فردوسی. || سست. کاهل : هر آنکس که در جنگ سست آمدی به آورد ناتندرست آمدی. شهنشاه را نامه کردی [ کارآگه ] بر آن هم از بی هنر، هم ز جنگآوران.فردوسی.

کلمات هم‌قافیه با «ناتندرست»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ست» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید