معنی نابود شدن
5 بازدید
[ شُ دَ ] (مص مرکب) نیست شدن. ناپیدا شدن. (ناظم الاطباء). نابود گردیدن. فنا شدن. معدوم شدن. مضمحل گشتن. هلاک شدن. نیست گردیدن. فانی شدن. از بین رفتن. تفانی. زهوق. انقضاء. منقضی شدن. عدم شدن : گم شد و نابود شد از فضل حق بر مهم دشمن شما را شد سبق.مولوی.
کلمات همقافیه با «نابود شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر