معنی نابلد
4 بازدید
[ بَ لَ ] (ص مرکب) که راه نبرد. که راهی را نداند. که طریقی را نشناسد. که راه نداند. که نشناسد. || ناشی. که وارد به کاری نیست. که مهارت و آشنائی به کاری ندارد.
کلمات همقافیه با «نابلد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لد» برای سرودن شعر