معنی نابخة
5 بازدید
[ بِ خَ ] (ع ص) سخنگوی. (منتهی الارب) (آنندراج). متکلم. (المنجد) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || بزرگ منش. (منتهی الارب) (آنندراج). متکبر. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || زمین دوردست. (منتهی الارب) (المنجد) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (اقرب الموارد). ج، نَوابِخ.
کلمات همقافیه با «نابخة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خة» برای سرودن شعر