معنی ناامید کردن
5 بازدید
[ اُ کَ دَ ] (مص مرکب) نومید کردن. محروم کردن. بی نصیب گذاشتن. ئیآس. مُیاءَسَة. ابلاس. اِخابَه. تخییب . حرمان. تأییس : ز بوی زنان موی گردد سپید سپیدی کند از جهان ناامید.فردوسی. بضاعت نیاوردم الا امید خدایا ز عفوم مکن ناامید.سعدی (بوستان). ناامیدم مکن از سابقهٔ روز ازل تو چه دانی که پس پرده که خوب است و که زشت. حافظ.
کلمات همقافیه با «ناامید کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر