معنی ناامید

معنی ناامید

5 بازدید
[ اُ ] (ص مرکب) آن که امید ندارد. کسی که رجا ندارد. مأیوس. (حاشیهٔ برهان چ معین). ناامیدوار. خائب. مأیوس. نومید. آیس. قانط. نُمید. یَؤس. مأیوس : وگر بازگرداندم ناامید نباشد مرا روز با او سپید.فردوسی. تنش لرز لرزان بکردار بید دل از جان شیرین شده ناامید.فردوسی. به ایرانیان برنتابید شید دل پهلوانان شده ناامید.فردوسی. کودکان ناامید گشتند و صیدی را قید نتوانستند کرد. (سندبادنامه ص ۳۳۵). سیاه مرا هم تو گردان سپید مگردانم از درگهت ناامید.نظامی. گفت چو هستم ز جهان ناامید روی سیه بهتر و دندان سفید.نظامی. ناامیدم مکن از سابقهٔ روز ازل تو چه دانی که پس پرده که خوب است و که زشت. حافظ. || درمانده و بیچاره و لاعلاج. (ناظم الاطباء). || در تداول عام، محروم. بی نصیب.

کلمات هم‌قافیه با «ناامید»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ید» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید