معنی نائمین
6 بازدید
[ ءِ ] (ع ص، اِ) جِ نائم (در حال نصبی و جری). خفتگان. خوابیدگان. به خواب رفتگان : قوموا شرب الصبوح یا ایها النائمین. منوچهری.
کلمات همقافیه با «نائمین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر