معنی نائبات
5 بازدید
[ ءِ ] (ع اِ) جِ نائبه. رجوع به نائبه شود: تو مرفه عیش و بدخواهان تو یافته از نائبات عصر عصر.سوزنی. او نائب خداست به رزق من یارب ز نائبات نگهدارش.خاقانی. ثبات عمر تو باد و دوام عافیتت نگاهداشته از نائبات لیل و نهار.سعدی. گریز نیست کسی را ز حادثات قضا خلاص نیست تنی را ز نائبات قدر.قاآنی.
کلمات همقافیه با «نائبات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر