معنی نأناء
7 بازدید
[ نَ ءْ ] (ع ص) نَأنَاء، نأنأ، نؤنؤ؛ مرد سست و ضعیف. (منتهی الارب). عاجز ضعیف. (معجم متن اللغة). عاجز جبان. (المنجد) (اقرب الموارد). عاجز درمانده. (منتهی الارب). درماندهٔ جبان و ضعیف. (ناظم الاطباء). || بسیار برگردانندهٔ حدقهٔ چشم. (منتهی الارب) (معجم متن اللغة). || بددل. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «نأناء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر