معنی می کشیدن
7 بازدید
[ مَ / مِ کَ / کِ دَ ] (مص مرکب) می خوردن. می نوشیدن. شراب خوردن. باده نوشیدن : کشیدند می تا جهان تیره گشت سر میگساران ز می خیره گشت.فردوسی. دارم ز خمار چشم میگون بی آنکه می طرب کشیدم.خاقانی. و رجوع به می کش و می خوردن شود.
کلمات همقافیه با «می کشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر