معنی میگون
10 بازدید
[ مِ ] (اِخ) قصبه ای است جزء دهستان رودبار قصران بخش افجهٔ شهرستان تهران، واقع در ۲۵هزارگزی شمال افجه کنار راه شوسهٔ شمشک به تهران. هوای کوهستانی سرد و خوبی دارد و در تابستان گردشگاه مردم تهران است. این قصبه در حدود ۲۳۷۵ تن جمعیت دارد و آب آن از رودخانهٔ شمشک تأمین می شود. دارای راه شوسه و قلمستان و باغهای زیبا و میوه های گوناگون است. غلات و ارزن و عسل آن شهرت دارد. مزرعهٔ هملون جزء این قصبه است و امامزاده ای دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).[ مَ / مِ ] (ص مرکب) به رنگ می. سرخ همچون شراب. که چون شراب سرخ باشد. آنچه رنگ شراب دارد: نه نه می نگیرم که میگون سرشکم که خود زین می کم بها می گریزم.خاقانی. هر دم به یاد آن لب میگون و چشم مست از خلوتم به خانهٔ خمار می کشی.حافظ.
کلمات همقافیه با «میگون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر