معنی میگو
7 بازدید
[ مَ / مِ ] (اِ) جانوری است از شاخهٔ بندپایان و از ردهٔ سخت پوستان و از دستهٔ خرچنگهای دراز که دارای جثهٔ نسبتاً کوچک است. پاهای جلویش فاقد انبرک است. میگو در دریاها می زید و گونه ای از آن در خلیج فارس و بحر عمان فراوان است و چون خوراکی است به مقدار بسیار از آن صید می کنند. ملخ دریایی. جرادالبحر. ملخ بی بال. ملخ آبی. فریدیس.
کلمات همقافیه با «میگو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گو» برای سرودن شعر