معنی میگساری
16 بازدید
[ مَ / مِ گُ ] (حامص مرکب) می گساردن. حالت و صفت می گسار. باده خواری. شرابخواری. باده گساری : ز می گساری مه پیکری که گویی هست بدیع صورت آن می گسار از آتش و آب. مسعودسعد. || ساقیگری. آن که شراب به دور درآرد. و رجوع به می گسار شود.
کلمات همقافیه با «میگساری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر