معنی میشینه
8 بازدید
[ نَ / نِ ] (ص نسبی) منسوب به میش. آنچه به میش نسبت دارد. || شهلا. اشهل. به رنگ چشم میش. میشی. میشین. (از یادداشت مؤلف): چشمی میشینه، چشمی شهلاء. (مهذب الاسماء). || (اِ) از نوع میش. از جنس میش، ضأن. عاطفه. مقابل بزینه به معنی از نوع بز. (از یادداشت مؤلف). در گناباد خراسان به نوعی از گوسپند اطلاق می شود که دارای پشم است، مقابل بزینه. (یادداشت پروین گنابادی). || گلهٔ میش. (ناظم الاطباء). گلهٔ گوسفند. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «میشینه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر