معنی میشین
7 بازدید
(ص نسبی) منسوب به میش. (ناظم الاطباء). آنچه به میش (گوسپند) نسبت دارد. میشی. || پوست میش دباغی شده. (ناظم الاطباء) (از شعوری ج ۲ ورق ۳۶۶). چرم دباغت دادهٔ گوسفند. (آنندراج). میشَن. چرم دباغی شدهٔ پست. (از یادداشت مؤلف). || شهلا. (دهار). میشی. به رنگ چشم میش. و رجوع به میشی شود.
کلمات همقافیه با «میشین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر