معنی میشسر
5 بازدید
[ سَ ] (ص مرکب) میش سار. که مزین به سر میش است. چون میش سر. || (اِخ) میش سار. یکی از چند تخت شاهی خسروپرویز بوده است با نقش سر میش بر آن. || (اِ مرکب) فردوسی در بیت زیر توسعاً به معنی تخت یا تخت پادشاهی به کار برده است یا صندلی و کرسی که به شکل میش یا با پایه های مزین به سر میش ساخته شده باشد: هر آن کس که دهقان بد و زیردست ورا میش سر بود جای نشست.فردوسی. و رجوع به میش سار شود. - کمر میش سر؛ کمری که نقش سرمیش بر روی آن منقوش است یا گل کمر آن به شکل سر میش است : شمشیری هندی و کمری میش سر... برداشته به پیش اردشیر آورد. (کارنامهٔ اردشیر ص ۱۲ و ۱۳).
کلمات همقافیه با «میشسر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سر» برای سرودن شعر